تبليغاتX
من و دانشگاه پیام نور اهواز

قابل توجه دانشجویان گرامی :

تاریخ انتخاب واحد ترم تابستان سال تحصیلی 88-87 از مورخ 27/04/1388 لغایت 10/05/1388 می باشد.

داشجویان گرامی از مورخ 25/04/1388 برای دریافت تاریخ و ساعت ثبت نام خود به سایت گلستان مراجعه نمایند

نوشته شده توسط samy در ساعت 16:27 | لینک  | 

نحوه انتقال دانشجويان دانشتستان به مراكز دانشگاه پيام نور اعلام شد

خبرگزاري فارس: معاون آموزشي دانشگاه پيام نور نحوه انتقال دانشجويان دانشتستان به مراكز دانشگاه پيام نور را اعلام كرد.


عبدالله معتمد در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: براي انتقال دانشجويان دانشستان به مراكز و واحدهاي دانشگاه پيام نور بايد درخواست دانشجو به نماينده دانشستان در مراكز استان و يا واحدهاي دانشگاه پيام نور ارايه شود.
وي گفت: در واحدهاي دانشگاه پيام نور تغيير كد از دانشستان به واحد مورد درخواست صورت مي‌پذيرد و هماهنگي با امور رايانه و سيستم جامع آموزشي، توسط كارشناس دانشستان در مراكز استان و يا افراد مجاز صورت مي‌پذيرد.
معاون آموزشي دانشگاه پيام نور با بيان اين‌كه براي مطابقت با شرايط اوليه پذيرش دانشجويان در مركز دانشستان، لزومي به داير بودن رشته تحصيلي دانشجو در محل مورد درخواست انتقال وجود ندارد، اظهار داشت: موافقت با انتقال مجدد دانشجويان از دانشتستان به مراكز دانشگاه پيام نور، بر اساس مقررات آيين‌نامه آموزشي است.
وي درباره دانشجويان دانشتستان دانشگاه پيام نور گفت: آمار اين دانشجويان حدود 3 هزار نفر در كل كشور است كه در سال‌هاي قبل پذيرش شدند و قرار بود خدمات آموزشي اين دانشجويان از طريق رايانه باشد كه اين امر محقق نشد و به همين دليل اين دانشجويان به واحدهاي دانشگاه پيام نور منتقل مي‌شوند.
منبع

نوشته شده توسط samy در ساعت 0:38 | لینک  | 

سلام

پدرم را به بخش منتقل کردند.خدایا شکر

نوشته شده توسط samy در ساعت 18:29 | لینک  | 

سلام

امروز باید امتحان ریاضی میدادم.ای کاش اون روزها برمیگشت که بزرگترین نگرانی فقط شب امتحان بود و بس! جمعه ها هله هوله میخریدیم و فوتبالیستها نگاه میکردیم.آخر هفته هم با مامان میومدیم اهواز برای سینما و پارک !بعضی وقتها هم با بابا اگه وقت داشت.الان در لیست نگرانیهای من امتحان و درس آخرین رتبه را داره.

امروز باز هم پدرم آنژیوگرافی کرد.باز هم رگهای قلبش گرفتن.با وجود پرهیز ترک سیگار پیاده روی استخر و ... شاید اینکارها واقعا بیفایده هستند!!!!طفلک مامانم.کاش پزشکی خونده بودم شاید میتونستم به درد عزیزانم بخورم.ولی الان اپسیلون دانشی که دارم به درد لای جرز هم نمیخوره.دوستانی که با برخورد سرد من مواجه شدید شرمنده.گفتم که حال و حوصله ندارم.اگر با من تماس میگیرید لطفا راجع به درس و دانشگاه حرف نزنید.

اخبار تهران دیوانه کننده است.تصاویری که از تلوزیون پخش میشه و کانالهای دیگه نشون میده باورنکردنیه. چرا کار به اینجا کشید.احساس بدی دارم.باورم نمیشه که ملت همشهریهای خودشونو اینطور کتک بزنند.همه ایرانی هستیم.مسلمونیم.خیلی جالبه.مد شده به چادریها توهین کنند.چند روز پیش با علی برای خرید رفته بودم.وقتی وارد مغازه شدم  خانم مشتری که ایستاده بود با دیدن من رنگش زرد  زود موهاشو برد زیر روسری و زیر چشمی به من نگاه میکرد.اونم با بچه هاش بود.یه پسر و یه دختر که تقریبا همسن علی بودن.نمیدونم چرا اینقدرترسیده بود.با دیدن من خیلی جا خورد.به خاطر محجب بودن منه؟؟؟؟به خاطر چادرمه؟؟؟؟؟شاید من ترسناکم. کم کم حالش جا اومد و به خریدش ادامه داد.شاید فکر میکرد من لولوام!! به اقوام چادریمون درتهران علنا در روز روشن در مکانهای عمومی توهین شده.یکیشون فرزند شهیده!به کجا داریم میریم؟؟؟به کجا خواهیم رسید؟؟؟؟؟خدا آخر و عاقبت همه را به خیر کنه. 

اینم یه خبر از دانشگاه:به نظر میاد نمرات نظریه زبان را روی سایت گذاشتن.میتونید ببینید.

نوشته شده توسط samy در ساعت 22:3 | لینک  | 

سلام

عزیزان هموطنان !از اینکه درراستای امتحانات من کشور را به هم ریختید از همه کمال تشکر را دارم.به همه اعلام میکنم آخرین امتحانم را نمیدم.با خیال راحت به خونه هاتون برگردید.تاریخ امتحانات ترم آینده ام را میتوانید از سایت پیام نور دریافت کنید.من میگم هروقت امتحان دارم اتفاقات جالبی می افته.شما بگید نه!!!!!!!

سالی که میخواستم کنکور پیام نور بدم خیلی عصبی بودم.همه چی یادم رفته بود.شبانه روز درس میخوندم.تست میزدم و از در خونه بیرون نمیرفتم.پدربزرگم خیلی مریض بود .کلیه اش ازکار افتاده بود .خیلی دوست داشت همه دور و برش باشند.ولی من همیشه دیر به دیر میرفتم دیدنش.چرا؟؟؟فکر میکنید چرا؟؟؟؟؟چون میخواستم درس بخونم.ولی به خودم قول دادم بعد از قبولی بیشتر به دیدنشون برم.کنکور را دادم و بلافاصله طبق معمول رفتیم تهران! بعد هم گرگان دیدن مامان جون گرگانی(به قول علی!! مامان بزرگهای من و باباشو و خودشو از روی شهرشون نامگذاری کزده مثلا مامان من مامان جون اهوازیه!!) خلاصه یه روز که به بابا زنگ زدم که با علی حرف بزنه فهمیدم که پدربزرگ به رحمت خدا رفته.من موندم و حسرت که چرا بیشتر پیشش نموندم.واقعا کنکور پیام نور ارزششو داشت؟؟؟نه!اسم سامی را پدربزرگم روی من گذاشت.خدا رحمتش کنه.

چند وقت پیش اون یکی پدربزرگم به طرز مشکوکی خیلی مریض بود.ولی نفهمیدم بیماریش چیه.با خنده و شوخی آدمو میپیچونه آخرشم نمیفهمی چی بود!تااینکه امشب فهمیدم.مامانم خسته بود.کلافه بود.پدربزرگ نمیخواد کسی بفهمه.کسی نمیدونه.نمیخوام باز هم درحسرت ۱ ساعت نشستن پیشش بمونم.چند وقته به بهانه دانشگاه تارک دنیا شدم.یه روز میرسه که میبینی خیلی دیر شده.خدایا چطورمیشه یه نفراینقدر صبور باشه.شیمی درمانی جواب نداده.من چیکار میتونم بکنم؟؟؟؟هیچی!

تا اطلاع ثانوی درس و دانشگاه تعطیل!اگر خواستید حالمو بپرسید زنگ بزنید در غیر اینصورت لطفا مزاحم نشید.اگرچه تا الان غیر از فروزان کسی فقط برای احوال پرسی و خبر گرفتن از من بهم زنگ نزده.همه فقط برای کتاب وجزوه و ....پس از قطع ارتباطم ناراحت نیستم و چیزی را از دست نمیدم.

نوشته شده توسط samy در ساعت 3:23 | لینک  | 

سلام

کسی میدونه بالاخره استاد پورحسن نمره میان ترم برای کسی رد کرده یا نه؟؟؟؟؟؟؟

از بچه ها شنیدم اصلا تو مرام این آقا نیست که ورقه میان ترم تصحیح کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط samy در ساعت 23:53 | لینک  | 

سلام

خاک بر سرووونه!امروز عصر بیرون بودم.میخوام بدونم جایی تو دنیا بد آب و هواتر از اهواز هم وجود داره یا نه!! فکر کنم در این زمینه اول باشیم.

نمیشه نفس کشید.علی هم این وسط هی میگه منو ببرید پارک.بچه نمیشه بیرون نفس کشید.گرد و خاک و گرما در حد تیم ملی!!!!!!

یه مستجاب الدعوه لطفا دعا کنه باز هم بارون بیاد.ولی نه فقط برای چند دقیقه حداقل یک هفته بارون بیاد.لطفا!!!!

من خواب میبینم؟؟؟ نه همه چی واقعیه.امروز تلویزیون تشیع جنازه چند نفر را که تو درگیریها کشته شدن نشون میداد.همه را ندیدم.فکر کنم یه پدر و پسر بودن.برام مهم نیست حق با کیه من با مادری که بچه اش و همسری که شوهرش را به خاک میسپرد همدردی میکنم.دنیا را باید به مادرها بسپرند.

نوشته شده توسط samy در ساعت 23:37 | لینک  | 

سلام

Now I can breath cause your hear with me

پسرم اومد.نمیدونم دلش واسه من بیشتر تنگ شده بود یا دوچرخه اش!!

 

تا بغلش کردم گفت واست سوغاتی یه خر آوردم که بندر میرقصه اینجوری و شروع کرد رقصیدن!!!! منظورش بندریه!!

الاغه اصلا هم بندری نمیرقصه نمیدونم چرا همچین فکری کرده ولی خیلی بامزه است.امروز خیلی قشنگه با وجودگرمای کشنده اش.امروزعلی برگشته.

نوشته شده توسط samy در ساعت 13:48 | لینک  | 

سلام

عشقم ۴۰ کیلومتری اهوازه.به زودی میرسند.

پسرم رفته تهران واسه خودش دختر نشون کرده.به عمه اش گفته دخترت زنمه!!!

عروزسم بانمکه نه؟؟ زن دایی فداش شه.پسرم مثل هندیا شده تو این عکس. 

 

نوشته شده توسط samy در ساعت 12:4 | لینک  | 

باورم نمیشه بارون اومد

نوشته شده توسط samy در ساعت 23:12 | لینک  | 
 

<