
انجمن علمی رشته مهندسی کامپیوتر مرکز اهواز در نظر دارد اولین سمینار تخصصی کامپیوتر را با هدف ارتقا سطح علمی دانشجویان، جذب استاد، معرفی دانشگاه پیام نور و همچنین با حضور اساتید مجرب کشور همچون دکتر رحمانی و دکتر فراهی (مدیر گروه کامپیوتر دانشگاه پیام نور کل کشور) برگزار نماید.
تاریخ برگزاری : 31 اردیبهشت 1387
محل برگزاری : اهواز، خیابان 14 پاداد، روبروی درمانگاه فرهنگیان، خانه معلم اهواز
تلفن : 5512187 (0611
بچه ها هرکی رفت واسم تعریف کنه چه خبر بود؟!من حس رفتن ندارم![]()
همین!![]()
اختراع اولین لیزر! چه خوشکله!!!
به خاطر لوگوی گوگل راجع به لیزر کنجکاو شدم!ببینید به چی رسیدم!!به نظر شما دوازدهمین فرد باهوش دنیا کیه؟؟ من؟؟شما؟؟؟خونمون؟؟خونشون؟؟
علی جوان (زادهٔ 9/10/1305 در تهران) دانشمند و مخترع ایرانی است. وی اولین لیزر گازی دنیا که ترکیبی از دو گاز هلیوم و نئون است و به همین نام نیز معروف است را اختراع کرد. این لیزر از نوع لیزرهای بی خطر به حساب میآید و رنگ آن قرمز است. این لیزر در آزمایشگاههای دانشگاهها برای بررسی پدیدههایی مانند تداخل امواج و آزمایش دو شکاف یانگ کاربرد دارد.
پیشینه
علی جوان پس از گذراندن تحصیلات در دبیرستان البرز، تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه تهران ادامه داد. سپس در سال ۱۹۴۸ به آمریکا مهاجرت میکند و تحصیلات خود را در مقطع دکترای فیزیک در دانشگاه کلمبیا ادامه میدهد. وی در سال ۱۹۶۴ با درجه دانشیاری به عضویت هیات علمی موسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT)در آمد. وی در حال حاضر استاد بازنشسته دانشگاه MIT در آمریکا میباشد. گرایش وی در فیزیک، اتمی - مولکولی و اپتیک است.
افتخارات
-
در سال ۱۹۶۰ وی موفق به اختراع لیزر گازی شد.
-
این فیزیکدان ایرانی در سال ۱۹۷۵ مهمترین نشان انجمن نورشناسی آمریکا یعنی مدال فردریک ایوز را دریافت کرد. در جملهای که در کنار این نشان حک شدهاست از آقای جوان به خاطر «پدید آوردن یک دستگاه نورشناختی (لیزر گازی) با کاربردهای بیسابقه در پژوهشهای علمی» قدردانی فراوان شدهاست.
-
علی جوان در سال ۱۹۹۳ جایزهٔ علمی جهانی آلبرت اینشتین را دریافت نمود.
-
او همچنین در سال ۲۰۰۷ رتبه دوازدهمین آدم باهوش را در جهان کسب کرد.

خیلی آسونه نه؟؟؟؟
استادمون خیلی مهربونه!!!!!!![]()
Sanyo Xacti DMX-CA8 Waterproof Camcorder
امتحان میان ترم گسسته به خیر و خوشی تموم شد!چی فکر میکردم چی شد!کم کم داره از استادمون خوشم میاد
آخه امتحان خیلی بسیار زیاد آسون بود
همیشه تو برگه جواب جوابها رو اشتباه مینویسم !اگه بازم از این کارا نکرده باشم نمره رو کامل میگیرم ولی اگه طبق معمول همیشه اشتباهات الکی داشته باشم واویلا میشه!چون شرم آوره از همچین امتحانی آدم نمره کامل نگیره![]()
حالا امتحان سی مونده که تاریخش معلوم نیست!اشارهگرها منو کشتند!اصلا وقت نمیکنم برم سراغشون
نفرین شده هستن.بیخیال امشب میخوام با خواهرها و شاید آقای شوهر و البته علی جونم برم سینما!دایره زنگی!!!!!!!! شنیدم قشنگه.ببینم مامانم میذاره ما بریم یا نه!آخه یه گونی باقلا و چند بسته بزرگ سبزی دم در بود .احتمالا به تلافی چند روز گذشته که به بهانه امتحان کمکش نکردم امشب میخواد پوستم و بکنه
باقالی پاک کردن بعد از امتحان گسسته میچسبه نه؟؟؟
البته که نمیچسبه!بعد از امتحان گسسته دایره زنگی میچسبه![]()
برنامه امتحاناتتون رو دوباره چک کنید!نمیدونم چرا سایت دانشگاه یه روز در میون برنامه امتحانی میده!!!!
عالیه صبور, دختر ایرانی- آمریکایی در سن ۱۹ سالگی
موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه شد و بدین ترتیب نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد . این عنوان از ۳۰۰ سال پیش تاکنون در اختیار کولین مک لورین، شاگرد فیزیکدان مشهور ایزاک (اسحاق) نیوتن بوده است. بیانیه مطبوعاتی کتاب رکوردهای گینس حاکی است عالیه صبور، جوانترین استاد تمام وقت دانشگاه است که تاریخ تاکنون به خود دیده است. گفتنی است شگفتی های این نابغه جوان تنها به رکورد جوانترین استاد دانشگاه ختم نمی شود. شاید عالیه صبور و گستره نبوغ او را باید مصداق عینی این گفته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی دانست: دانایی به تنهایی کافی نیست. باید دانش را به کار بست. عالیه صبور در مصاحبه ای گفت: دانایی، توانایی است بویژه هنگامی که دانسته های خود را با دیگران شریک می شوی... و همین چند کلمه پرمغز کافی بود تا بیش از پیش تحسین عمومی را برانگیزد. عالیه صبور در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد و در سن ۱۴ سالگی لیسانس
خود را با درجه ممتاز در رشته ریاضیات کاربردی از دانشگاه ایالتی استونی بروک(در نیویورک) اخذ کرد. با این وصف او نخستین زن در تاریخ ایالات متحده است که چنین افتخاراتی را کسب کرده است. صبور، تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی ارشد و PHD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسی متالورژی و مواد به پایان رساند...
هنوز سه روز به نوزدهمین سالگرد تولد عالیه صبور باقی مانده بود(ماه فوریه گذشته) که کرسی استادی دانشگاه کونکوک کره جنوبی را به دست آورد.
این پست هیچ ربطی به فناوری اطلاعات و پیام نور نداره!ولی جالبه!
امروز قرار بدونیم آیس پک از کجا اومد ....
داستان كسبوكار من از آنجا شروع شد كه در اوايل سال 1376 با كمك خانواده يك دستگاه پيكان به مبلغ دوميليون تومان خريدم و يك روز در ميان با يكي از دوستانم با آن كار ميكردم.
پس از مدتي به دليل علاقه زياد به فروش مواد غذايي با فروش پيكان و همكاري شوهرخالهام و مقداري قرض، كنجبرگر را در پاساژ گلستان راه انداختم. اما به دليل مشكلات مالي فراوان بعد از يك سال، با بدهي دوميليون توماني مجبور به كنار گذاشتن اين كار شدم. لذا به فكر راهاندازي كسب و كاري با هزينه كمتر افتادم.
از آنجا كه از دوران دبيرستان علاقه زيادي به خوردن ساندويچ داشتم و ميدانستم بچهها نيز از خوردن ساندويچ در مدرسه لذت ميبرند.
پس از مذاكره با مديران سه مدرسه توانستم بوفهاي را براي مدت يك سال تحصيلي اجاره كنم و با سرمايه بسيار اندك، سه يخچال دست دوم و كهنه و با مبلغ صدوپنجاه هزار تومان، بوفه اين مدرسهها را راهاندازي كردم. اين كار درآمد خوبي داشت. در تابستان به دليل تعطيلي مدارس به دنبال كار ديگري بودم.
يك روز پدرم به دليل تعويض لوازم اداري محل كار خود از من خواست تا لوازم فرسوده را بفروشم، من هم در مدت كوتاهي با قيمت مناسب موفق به فروش آنها شدم. وقتي ديدم درآمد خوبي از اين راه ميشود به دست آورد به خريد و فروش لوازم دست دوم روي آوردم به طوري كه از طريق آگهيهاي روزنامه لوازم دست دوم خريداري كرده و در طبقه دوم خانه رنگ ميكردم و پس از آن وارد بازار ميكردم.
با شروع اين كار، بوفه مدارس را تعطيل كردم و طرح ساخت ميز تحرير را با پدرم در ميان گذاشتن و با تكيه بر تجربههاي پيشين در زمينه فروش ميز تحرير پيشرفت زيادي را در اين كار پشت سر نهادم.
تا آنجا كه مركز ميزهاي كامپيوتر رادر خيابان وليعصر با همكاري يك شريك راه انداختم در ظرف مدت كوتاهي 2 شعب از مركز ميزهاي كامپيوتري را ايجاد كردم اما به دليل بيتجربگي و عجله داشتن براي پيشرفت در اثر سهلانگاري در برخورد با شريكم دچار مشكل شده و ورشكست شدم.
از آنجا بود كه تنها راه پرداختن ديون خود را در پرورش يك فكر خلاقانه و كسب و كاري جديد ديدم كه ايده آ�سوپر خونه سرويسآ� به ذهنم خطور كرد كه مواد غذايي را به شهروندان ميرساند.
اينجا بود كه تصميم گرفتم براي جلب نظر توليد كنندگان محصولات مختلف براي پخش محصولات آنها به درب منازل در روزنامه آگهي بدهم.
به دليل نداشتن زمان كافي براي پرداختن بدهيها اين كار را رها كردم و به فكر راه انداختن كاري ديگر افتادم هميشه با خودم مي گفتم كاري ميتواند موفق شود كه ايدهاي نو در برداشته باشد.
از دوران كودكي بستنيها را با هم زدن رقيق مي كردم و با موز يا اسمارتيز هم ميزدم و ميخوردم خيلي از اين كار لذت ميبردم.
تصميم گرفتم اين كار را در مقياس بزرگعملي كنم. با تكيه بر تجارب كار قبلي كه محصولات مختلف براي توزيع به من پيشنهاد ميشد به اين فكر افتادم كه يك بستني متفاوت براي مردم عرضه كنم.
فكر متفاوت بودن از ذهنم بيرون نميرفت. تصميم گرفتم بستني بسازم رقيقتر، حاوي ميوه كه با بستهبندي كردن آن از طريق ني بشود آن را نوشيد.
پس از شكلگيري اين ايده در ذهنم نمونههاي اوليه آن را آماده كردم و براي امتحان به اعضاي فاميل و آشنايان دادم.
ايده با استقبال خوبي روبهرو شد. تصميم گرفتم ايده خود را عملي كنم. پس از جستوجوي فراوان توانستم دستگاه بستهبندي كننده ليوان و ني مخصوص كه بتواند بستني در آن جريان يابد را يافته و آماده راهاندازي اولين شعبه آيس پك شدم.
از همان روز نخست چشمانداز جهاني شدن محصول را در ذهنم ميپروراندم به همين منظور روي تابلوي اولين مغازه خود نوشتم آيس پك شعبه مركزي و بعد از سنجش توان بالقوه بازار در مكانهاي ديگر شعبات دوم و سوم و ... را راهاندازي كردم تا آنجا كه هماكنون بالغ بر 120 شعبه در ايران و 10 شعبه در كويت، مالزي، دبي و هند در حال فعاليت ميباشد.
در حال حاضر 1200 نفر به طور مستقيم در شعبات آيس پك مشغول فعاليت هستند و حدود 5000 نفر نيز مشغول فعاليتهاي ستادي، تامين مواد اوليه و توزيع آن ميباشد.
آقاي بختياري مدير دبيرستان موسي ابنجعفر (ع) تهران و آقاي تجردي را تاثيرگذار در پيشرفت خود ميداند.
تشكيل گروه آموزشي براي آموزش فروشندگان و پرسنل آيس پك از ديگر كارهاي مهمي است كه در اين شركت صورت ميپذيرد.
آقاي بختياري حفظ حقوق مالكيت معنوي براي نام تجاري و محصول خود را مهمترين مشكل و چالش پيش روي فعاليتهاي شركت ميداند. ايشان اميدوار است به واسطه محصول جهاني خود تواناييهاي ايران و ايراني را به همه جهانيان اثبات كند
هنگامی که از فیثاغورس پرسیده شد رفیق چیست؟ جواب داد: “کسی که من دیگریست بدان گونه که ۲۲۰ و ۲۸۴ هستند.”
مفهوم عبارات بالا از نظر ریاضی چنین است: مقسوم علیه های ۲۸۴ عبارتند از: ۱٬۲٬۴٬۷۱٬۱۴۲ که مجموعشان ۲۲۰ است و از طرف دیگر مقسوم علیه های ۲۲۰ عبارتند از: ۱٬۲٬۴٬۵٬۱۰٬۱۱٬۲۰٬۲۲٬۴۴٬۵۵٬۱۱۰ که مجموع اینها برابر ۲۸۴ است.
فیثاغورسیان چنین اعدادی را اعداد متحابه (دوست دار هم) می نامیدند. با اینکه کشف چنین اعدادی برای یونانیان مشکلات زیادی را به همراه داشت اما کار مورد علاقه یونانیان بود. بهرحال کشف اینگونه اعداد پیشرفت زیادی نداشت و تا بحال سه زوج دیگر از این اعداد کشف شده اند که به قرار زیر می باشند:
۱۷۲۹۶ ٬ ۱۸۴۱۶ که در سال ۱۶۳۶ میلادی توسط فرما شناسایی شد.
۹۴۳۷۰۵۶ ٬ ۹۳۶۳۵۸۴ که توسط دکارت ارایه گردید.
۱۱۸۴ ٬ ۱۲۱۰ که توسط پاگانینی در سال ۱۸۶۷ میلادی معرفی شد.
سوالی که تاکنون ذهن ریاضیدانان را به خود مشغول کرده اینست که آیا بینهایت از این زوجها وجود دارد یا خیر؟ البته هندیها اعداد متحابه را قبل از فیثاغورس شناخته بودند. همچنین قسمتهایی از کتاب مقدس را میتوان یافت که نشان می دهد یهودیان چنین اعدادی را مبشر سعادت می دانستند. نکته جالب دیگر داستان مورد تردید یک شاهزاده دوره باستان است که نامش بنا به علم حروف برابر عدد ۲۸۴ بود. این شاهزاده سالهای سال دنبال دختری برای ازدواج میگشت که نامش برابر عدد ۲۲۰ باشد و معتقد بود که این عامل باعث خوشبختی در زندگی او می شود.
سلام
good news:
1. امتحان گسسته 5 شنبه در 3 نوبت برگزار میشه.8 صبح 10 صبح و 2 بعد از ظهر.تو هرکدوم که میتونید شرکت کنید.ولی اگر تو 2 تاش شرکت کنید نمره میانترم 0 میشه!!!!
bad news:
1. هنوز تاریخ امتحان برنامه سازی پیشرفته معلوم نیست .امروز از خانم امیری پرسیدم اطلاع نداشتند!!!!!
2. آقای شوهر وسوسه شده برگردیم تهران
دعا کنید نظرش عوض شه وگرنه باید دوباره قید درس خوندن رو بزنم.![]()
امروز به خیر گذشت.فصل 4 هم به خوبی و خوشی تموم شد و من یادم اومد که جدول کارنو چی بود ولی نه کاملا!!!! پیری هم بد دردسریه! از اینکه از غروب دیروز تا امروز صبح خوابیدم خوشحالم!اگر به سختی بیدار میموندم و درس میخوندم و استاد امتحان نمیگرفت دلم میسوخت![]()
ولی به خودم قول دادم که بشینم بخونم!شاید از فردا صبح!!![]()
هنوز عوارض مسافرت تموم نشده!دیروز عصر که کلاس بودم تمام شب هم خوابیدم امروز صبح هم کلاس بودم تازه از 1 ساعت پیش چمدونم رو باز کردم که وسایل توشو جابه جا کنم! البته با همکاری علی.
راستی یه کلاس حل تمرین و رفع اشکال گسسته قرار تشکیل بشه.اگر اشتباه نکنم توسط خانم هاشمپور یا هاشم پوریان و یا شاید هاشمی! آقای صادقی جزئیاتش رو میدونندالبته نه کاملا!خودم هم فقط میدونم که 4شنبه ساعت 2 به بعد قرار تشکیل بشه!بقیه شو خدا میدونه!!!البته هزینش 7 هزار تومان وجه رایج مملکت است.من شاید برم.گسسته خیلی اشکال دارم ولی نمیدونم کلاس به دردم میخوره یا نه!!!تا ببینم.

روز پرستار مبارک!البته من از پرستارها دل خوشی ندارم خیلی بد اخلاق و مغرور هستن!نه؟؟؟
کاش یه کم از حضرت زینب الگو میگرفتن.
سلام
شکر خدا که هواپیمامون سقوط نکرد.اما نزدیک بود!!!!
وقت کم بود و کارها بسیار فقط تونستم دیروز به نمایشگاه سر بزنم که ....
۳-۴ روز تهران بودم خبری از بارون نبود.تا من پامو گذاشتم تو مصلا کم کم نم نم بارون شروع شد.همون موقع هم یه عزیزی زنگ زد که کجایی میخوام بیام خونتون مهمونی!!!!!خونه دود زده خاک گرفته خانم هاویشام من خوب بزار ببینم چقدر وقت دارم!تقریبا هیچی.تند تند چند تا کتاب گرفتم .انگار همه میدونستن من چی میخوام دقیقا کتابهایی که من میخواستم تموم شده بودن و همه میگفتن فردا بیا!یعنی امروز یعنی الان که اهوازم!یعنی هیچ!!!!!!
خلاصه بدوبدو کتابها رو دادم پست.اینجاشو شانس آوردم چون وقت نهارشون بود و آخرین بسته ای که تحویل گرفتن بسته من بود.thanks god!! اما بارون میاد جر جر ..... و تا من خودمو برسونم به در مصلا مثل موش آب کشیده شدم.خیلی جالبه که وقتی رسیدم خونه آفتاب دراومد؟؟؟!!!از اونجا که همه تشریف میبردن مترو و من حال و حوصله پله نداشتم با تاکسی برگشتم.نهار رو خورده نخورده رفتم خونه خودم که بشور بمال کنم و شام!!!بپزم تو خونه هیچی نداشتیم فقط کمی نمک و ادویه و چند قالب یخ!!!اینجاست که سمی هنرنمایی میکنه و با همین امکانات کم شام میپزه! البته آقای شوهر هم رفت خرید
وگرنه مارتا هم نمیتونه با کمی نمک و ادویه و یخ غذا بپزه!!! نمیدونم شاید هم بشه!!!
من به ابرها آدرس اهواز رو دادم ولی نمیدونم چرا نیومدن.
الان خیلی خوابم میاد در 48 ساعت گذشته کمتر از 6 ساعت خوابیدم و حالا باید برم سر کلاس برنامه سازی.نمیدونم فردا امتحان گسسته داریم یا نه!!! از هیچی لذت نبردم همش به فکر امتحان بودم.اصلا هم وقت نکردم بخونم.همه هم شاکی هستن.به خیلیها نرسیدم سر بزنم.خدایا یه کم زمان برای من بفرست.پدرشوهرم تقریبا با من قهر کرد.میگفت تا آخر هفته بمون
بابایی به خدا امتحان دارم.به خدا امروز کلاس دارم.خودم هم خیلی ناراحت شدم.سیر نشدم ازشون علی که جیغ میزد و میخواست بمونه! فقط آقای شوهر شانس آورد چون تا شب میمونه 12 ساعت بیشتر
ولی بهتر از هیچی بود.بالاخره یه کم همدیگرو دیدیم.
تنها لحظهای که خیلی بمن چسبید صبحونه امروز صبح بر فراز کوههای زاگرس بود.همینطور که چای بیمزه کمرنگ هواپیمایی آسمان رو توی لیوان پلاستیکی که لبه هاش تیز بود مزه مزه میکردم کوههایی که برف روشون نشسته بود رو تماشا میکردم و توی جاده هایی که شکل ماربودن دنبال ماشین میگشتم ولی ماشینی ندیدم!
فرودگاه اهواز هم آتیش گرفت.تا وقتی که ما از فرودگاه خارج شیم خبری از آتشنشانی نبود!!!شاید بعد از ما کسی آتیش رو خاموش کرده باشه.همه سیمهای برق داشتن میسوختن.علی ایستاده بود و فوت میکرد شاید در آینده آتش نشان بشه.ولی آتشنشانی که با فوت آتیش رو خاموش میکنه اونم از فاصله دور!
راجع به خیلی چیزها میخوام بنویسم ولی خیلی سلیپی هستم .برم قهوه ای چایی چیزی بخورم خواب از سرم بپره.خدایا اشاره گرها رو هم نخوندم.پروژه ام رو هم پرینت نگرفتم.اصلا حسش نیست.
یکی یه کم منو نصیحت کنه بشینم درس بخونم.
راستی ...نه واسش یه پست تنها میزارم.بعدا میگم.
سلام
اگه دیگه نیومدم بدونید هواپیما یی که سوارش شده بودم سقوط کرده!!!!!!
هروقت قرار سوار هواپیما بشم احساس میکنم مرگم نزدیکه!!!
اصلا از هواپیما خوشم نمیاد.امتحان گسسته رو به پرواز با هواپیما ترجیح میدم!!!؟؟![]()
امروز با یه فلاسک چایی دوپینگ کردم و از صبح تا حالا کارهایی کردم که جنی علاالدین هم نمیتونست انجام بده.من سمی ام دیگه!یه طبقه رو کاملا تمیز کردم.کامل کامل که نه یه ذره اش موند.
امروز روز خونه بود.خانمهای متاهل میفهمن من چی میگم.هنوز سوغاتی ها رو کاغذ کادو نگرفتم و هنوز چمدونم رو هم نبستم!!!! تازه آقای شوهر رفته سوغاتی های خوردنی رو بخره.مثل لواشک خرما کلوچه و از این جور چیزها. از مسافرت اصلا خوشم نمیاد.البته اگر قرار باشه برم پاریس با کله میرم! خوابشو یه بار دیدم خیلی خوب بود.داشتم اونجا خرید میکردم.فکرشو بکنید شاپینگ اونم تو پاریس!!!خیلی حال داد.آقای شوهر به من قول داده یه روز منو ببره پاریس.ولی نمیدونم کی!؟
راستی بالاخره هفته دیگه امتحان میان ترم گسسته داریم یا نه؟!هنوز فصل ۴ تموم نشده!!!!!
خلاصه اگر دیگه نیومدم حلالم کنید
.نکنه مثل فیلم لاست بیوفتیم توی یه جزیزه عجیب غریب!!!!
..... اوه از اینجا تا تهران جزیره نداره فقط کوه و بیابونه ۱۰۰ در ۱۰۰ میمیریم!!!
۱ نصیحت خیلی مهم:با همشهریهاتون ازدواج کنید تا دچار همچین مشکلی نشید!!!!![]()
چون من بزرگترین اشتباه زندگیمو کردم و درس ریاضیات گسسته رو خود خوان نگرفتم.تا من باشم که دیگه اینجور درسها رو محترمانه خودم تو خونه بخونم واز شر همچین استادهای با وجدان عزیز نازنین و دوست داشتنی که هم کلاسهاشون سر وقت تشکیل نمیشه هم یه جلسه در میون غیبت میکنند و هم اینقدر بد درس میدن که چیزایی که خودت خوندی هم یادت میره!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در امان باشم!!!
استادی که فقط کتاب رو روخونی میکنه زیر لب هم یه چیزایی میگه که اگه ردیف اول ننشسته باشی هیچی نمیشنوی.از همه بد تر هم اینه که شنیده باشی خیلی بد نمره میده![]()
از در که اومدم تو شروع کردم غر زدن مامانم گفت برو بالا تو اتاقت بشین غر بزن من کار دارم
تو اتاق که کسی نیست آقای شوهر رفته دانشگاه علی هم داره کارتون نگاه میکنه پس اینجا غر میزنم.
امروز هم طبق معمول سر کار بودیم.نیازمند دعای خیلی بسیار زیاد فراوان جهت پاس کردن این درس لوس هستم.
با تشکر
کلیک کنید===> ++c الوعده وفا!!!
یه فایل اجراییه بعد از اینکه اجراش میکنید برنامه رو تو درایو c نصب میکنه!
برید تو درایو c
پوشه tcplus3
بعد BIN
و TC.exe را اجرا کنید.
به c++ 3 خوش آمدید!
All I need is time
A moment that is mine
فتیله فردا همه جا به جز اورژانس و آتش نشانی تعطیله!!!! قسمت نیست من برای یه بار هم که شده سر کلاس تفسیر برم.تا من باشم پول بیخودی واسه کلاسهای حضوری درسهای عمومی ندم!!!
ولی خیلی هوا وحشتناکه تا اونجایی که میتونید از خونه بیرون نرید.میتونید بشینید فیلم ببینید یا خدای نکرده درس بخونید.من گزینه اول رو انتخاب میکنم چون تو این هوا آدم نمیتونه درس بخونه اکسیژن نیست! واسه درس خوندن اکسیژن لازمه.بعدا واستون تعریف میکنم فیلمام چی بودن.من هژیرم![]()
شاید برای خیلی از شما دوستان پیش آمده باشد که بخواهید در برنامه هایی که با زبانهایی مثل Q-Basic یا ++C / C و یا Pascal می نویسید پیام ها و یا منوها فارسی باشند خوب این کار , کار مشکلی نیست فقط کافیست مراحل زیر را به درستی انجام دهید . خوب ابتدا چند برنامه ی فارسی ساز DOS را به شما معرفی میکنم 1. Vegaf.com : که این برنامه فقط محیط داس را آماده نمایش برنامه هایی میکند که زبان فارسی نوشته شده اند 2. ُSepand : توسط این برنامه می توانید مستقیماً در محیط برنامه نویسی فارسی تایپ کنید (مثلا هر وقت می خواهید که فارسی بنویسید کافیست که کلید Scroll Lock از کیبرد را فعال کنید) 3. برنامه F.com : این برنامه هم تمام کارهای Sepand را انجام می ده ( خوب جالب بدانید که نویسنده دو برنامه اخیر یعنی Sepand و F.com یک نفر است یعنی وحید علیمردانی ) خوب لینک دانلود این برنامه ها رو هم براتون گذاشتم برای در یافت اینجا کنید.
در ضمن در اینجا هم یه روشی رو بهتون مگم تا هر وقتی که ویندوز بالا میاد محیط داس فارسی باشه یعنی قابلیت نمایش متن های فارسی رو داشته باشه و به اصطلاح فونتها خرچنگ قورباغه نباشه برای این کار از منوی Start روی Run کلیک کنید و در کادر ورودی cmd را تایپ کرده و Ok کنید ( منظورم این است که وارد Dos Prompt شوید ) حالا فرمان های زیر را در خط فرمان بنویسید :
Drive:\ ......\ .....>cd\
drive:\>c:
c:\>edit c:\Autoexec.bat
در این حالت محیط ویرایش DOS ظاهر می شود خوب در آخرین خط رفته و در یک خط خالی مسیر ی را که فایل Vegaf.com در آن قرار دارد را در آن تایپ کنید( مانند زیر ) , بهتر است که آن فایل را در درایو C کپی کنید اکنون تغییرات اعمال شده را ذخیره کرده و خارج شوید .
c:\vegaf.com
خوب در اینجا یک بار سیستم را Restart کنید . بعد از بالا آمدن سیستم Dos فارسی شده است ( همانطور که میدانیم محتویات فایل Autoexec.bat در هر بار بالا آمدن سیستم اجرا می شود )
خوب حالا می رسیم که چطور تو محیط برنامه نویسی مورد نظر فارسی بنویسیم : باید قبل از اینکه وارد زبان برنامه نویسی مورد نظر شوید یکی از فارسی نویسهای Sepand و F.com را اجرا کنید و بدون اینکه از Dos خارج شوید پاسکال,سی و یا هر و یا هر زبان دیگر را اجرا کنید ( برای اینکه در Dos راحتر کار کنید از برنامه معروف NC استفاده کنید )بايد در پوشه ي c:\borlandc\bin برنامه ي سپند رو ذخيره كنيد وارد command prompt ويندوز شوید
آدرس نوشته شده در command رو بايد عوض كنيد براي اينكار جلوي آدرس بنويسید ..cd
تا وقتي كه آدرس command به اسم درايو برسه
حالا اگه برنامه در درايو ديگه اي هست اول بايد وارد درايو برنامه شويد بعد اين آدرس رو وارد كنيد
cd borlandc\bin
برنامه ي سپند رو اجرا كنید. تايپ كنید sepand.exe
براي خارج شدن از برنامه اينتر يا Esc رو بزنید تا برنامه بسته شود حالا از همون command prompt برنامه ي c رو اجرا كنید. تايپ كنیدbc (اگر توربو است که تایپ کنید TC )
برنامه كه اجرا شد يه صفحه جديد از قسمت new باز كنیید و همزمان هر دو shift صفحه كليد رو بزنید. حالا گزينه ي اول رو فارسي كنید تا منو برنامه به فارسي تبديل شود
بعد به همين ترتيب صفحه كليد رو مي توانيد فارسي كنيد و تغييرات ديگه
در ضمن براي نوشتن فارسي در exe برنامه بايد برنامه ي جداگانه به برنامه ي c كه نوشته ايد اضافه كنيد
برای فعال کردن کیبرد به فارسی کلیدscroll lock ا فعال کنید
منبع: ۳-۴ تا سایت دقیقا عین همین مطلب رو نوشته بودن!![]()
امیدوارم به دردتون بخوره!
ورزش های مناسب صبحگاهی برای جلوگیری از کمردرد




خیلی خوشکلن
ورزش به درد قبل از کلاس گسسته میخوره که یکم خواب از سرم بپر البته به شرطی که مثل امروز خواب نمونم به درد واحد تربیت بدنی هم میخوره![]()
خوب من از personal letter فقط همین رو بلدم.آخرشم هم یه love you samy میخواد. به نظرتون کافیه؟؟؟نه؟؟؟![]()
تا سه شنبه باید یکی بنویسم اونم واسه دوستی که قرار بود یه ماه پیش برم دیدنش ولی نرفتم حالا باید یه نامه بنویسم و دلیلشو توضیح بدم!!!!!!!! somebody help me!![]()
چرا استاد ها
فکر میکنند ما دانشجوهای بخت برگشته بیچاره , که جزو آدمها حساب نمیشیم که وقتی هوا خاکیه تعطیلمون کنند ,(چه جمله ای نوشتم پر از سابردینت کلاز است حوصله نداشتم کیبردمو انگلیسی کنم با همین سر کنید.)هیچ کاری به جز مطالعه درسی که به ما میدن نداریم؟؟؟؟ ![]()
ببینم کسی جایی رو نمیشناسه که وقت بفروشه؟؟من واقعا وقت نیاز دارم.کاش از این ساعتها داشتم که وقتی یه دکمشو بزنی وقت بایسته وتو کاراتو انجام بدی ولی زمان تکون نخوره.
یکی به من بگه با گسسته چی کار کنم.
اینهمه قضیه مسخره رو من چطوری باید بخونم؟؟؟؟ کتاب حل تمرین داره یا نداره؟یکی از بچه ها میگفت داره!اگر هست بگید که واسه پیدا کردنش اقدام کنیم!![]()
راستی تاحالا دقت کردید وقتی فارسی تایپ میکنیم اول حروف را بزرگ چاپ میکنه و اگه بعدش فاصله نگذاری کوچیک میشن؟؟؟من تا الان فکر میکردم حروف اول کوچیک تایپ میشن چقدر هم با استاد چونه زدم که تو ورد حروف اول کوچیک تایپ میشن بعد بزرگ میشن!!!!
به قول دوست خواهرم شرفم ریخت!
1 هفته است کابوس کیبورد رو میبینم.شکر خدا به خیر گذشت و مقبول استاد افتاد.ولی نمیدونم چرا استاد باور نمیکرد که من خودم به تنهایی برنامه رو نوشتم.خودم میدونم که ایکیوم پایینه ولی نه اینقدر بابا!
استاد:
من حالا کار به این موضوع ندارم ولی راستشو بگو خودت به تنهایی نوشتی ؟؟
samy:
honestly,frankly,to be honest,to tell you the truth to be frank به جون مامانم خودم نوشتم!
استاد مثلا قبول کرد ولی من میدونم ته دلش قبول نکرده بود!!! بیخیال![]()
از اونجا که الان ساعت ۲ و من باید ۶ بیدار شم برم کلاس گسسته فردا هم سر کلاس خواب خواهم بود.![]()




























