تبليغاتX
من و دانشگاه پیام نور اهواز

سلام

برنامه امتحانات ترم تابستان 88 دانشگاه پیام نور کلیک کنید

چرا برای من فقط دروس عمومی باز شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حوصله ندارم ببینم چه خبره!!!!اصلا همون درسهای عمومی را هم نمیگذاره ثبت کنم!!!

نوشته شده توسط samy در ساعت 9:55 | لینک  | 

سلام

این کتاب را چند وقت پیش خوندم یعنی دقیقا بعد از امتحانات.خیلی قشنگه! پیشنهاد میکنم بخونید. البته بیشتر چون خوزستانی بودند کنجکاو شدم کتاب را بخونم ولی بعد دیدم خیلی بامزه تر از این حرفهاست.

284870919.jpg

 

سال هایی که در برکلی بودم با فرانسوا آشنا شدم، مردی فرانسوی که بعدها شوهرم شد. در زمان دوستی با او متوجه شدم زندگی من چقدر ناعادلانه گذشته. فرانسوی بودن در آمریکا مثل این است که اجازه ی ورود به همه جا را روی پیشانی ات چسبانده باشند. فرانسوا کافی بود اسم آشکارا فرانسوی اش را بگوید تا مردم او را جالب توجه بدانند. فرض بر این بود که او روشنفکری است حساس و کتاب خوانده، و هنگامی که مشغول زمزمه ی اشعار بودلر نیست، وقتش را با خلق نقاشیهای امپرسیونیستی می گذراند.
به نظر می آید هر آمریکایی خاطره ی خوشی از فرانسه داشته باشد.” عجب کافه ی محشری بود. مزه ی آن تارت تاتن هنوز زیر زبانم است!” تا جایی که من می دانم، فرانسوا آن تارت تاتن را درست نکرده بود، اما مردم خوشحال می شدند اعتبارش را به او بدهند . من همیشه می گویم: ” می دانید فرانسه یک گذشته استعماری زشت دارد.” ولی این برای کسی مهم نسیت. مردم شوهرم را می بینند و یاد خوشی هاشان می افتند. من را می بینند و یاد گروگان گیری ( سفارت) می افتند.

می گویند اسکیموها بیش از بیست اسم برای”برف” دارند.تعجبی ندارد چون یک اسکیمو تمام عمرش را میان برف می گذراند٬و خزئیاتی به چشمش می خورد که ما هرگز به آنها توجه نکرده ایم.

دوره ی نوجوانی ام در نیوپورت بیج با درجه های “رنگ برنزه” آشنا شدم.فرق بین برنزه ی عمیق٬ برنزه ی پریده٬برنزه ی برنزی رنگ٬و برنزه ی تازه را یاد گرفتم.هیچ کس دوست ندارد با “برنزه ی کارگری”دیده شود٬همان نوعی که خط تی شرت و شلوار کوتاه روی بدن مشخص است.از آن بدتر “سوخته ی قلابی”است٬همان که توی اتاقک برنزه شدن ایجاد می شود.با کلاس تر از همه ٬برنزه ی موج سواری است٬همراه موی رنگ پریده از آفتاب.

دوره ی بچگی ام در ایران٬به جای برف و آدم های برنزه٬دور و برم پر بود از فامیل.تعجبی ندارد که زبان فارسی نسبت به انگلیسی کلمات دقیق تر و بیشتری برای نسبت های فامیلی دارد.برادران پدر”عمو” هستند.برادر مادر “دایی”است.شوهرهای خاله و عمه هم “شوهر خاله”و”شوهر عمه”هستندتوی انگلیسی همه ی این مرد ها یکسان نامیده می شوند٬همین طور بچه هایشان….

 

 

http://firoozehdumas.com/

 

نوشته شده توسط samy در ساعت 15:45 | لینک  | 

قابل توجه دانشجویان گرامی :

تاریخ انتخاب واحد ترم تابستان سال تحصیلی 88-87 از مورخ 27/04/1388 لغایت 10/05/1388 می باشد.

داشجویان گرامی از مورخ 25/04/1388 برای دریافت تاریخ و ساعت ثبت نام خود به سایت گلستان مراجعه نمایند

نوشته شده توسط samy در ساعت 16:27 | لینک  | 

نحوه انتقال دانشجويان دانشتستان به مراكز دانشگاه پيام نور اعلام شد

خبرگزاري فارس: معاون آموزشي دانشگاه پيام نور نحوه انتقال دانشجويان دانشتستان به مراكز دانشگاه پيام نور را اعلام كرد.


عبدالله معتمد در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: براي انتقال دانشجويان دانشستان به مراكز و واحدهاي دانشگاه پيام نور بايد درخواست دانشجو به نماينده دانشستان در مراكز استان و يا واحدهاي دانشگاه پيام نور ارايه شود.
وي گفت: در واحدهاي دانشگاه پيام نور تغيير كد از دانشستان به واحد مورد درخواست صورت مي‌پذيرد و هماهنگي با امور رايانه و سيستم جامع آموزشي، توسط كارشناس دانشستان در مراكز استان و يا افراد مجاز صورت مي‌پذيرد.
معاون آموزشي دانشگاه پيام نور با بيان اين‌كه براي مطابقت با شرايط اوليه پذيرش دانشجويان در مركز دانشستان، لزومي به داير بودن رشته تحصيلي دانشجو در محل مورد درخواست انتقال وجود ندارد، اظهار داشت: موافقت با انتقال مجدد دانشجويان از دانشتستان به مراكز دانشگاه پيام نور، بر اساس مقررات آيين‌نامه آموزشي است.
وي درباره دانشجويان دانشتستان دانشگاه پيام نور گفت: آمار اين دانشجويان حدود 3 هزار نفر در كل كشور است كه در سال‌هاي قبل پذيرش شدند و قرار بود خدمات آموزشي اين دانشجويان از طريق رايانه باشد كه اين امر محقق نشد و به همين دليل اين دانشجويان به واحدهاي دانشگاه پيام نور منتقل مي‌شوند.
منبع

نوشته شده توسط samy در ساعت 0:38 | لینک  | 

سلام

پدرم را به بخش منتقل کردند.خدایا شکر

نوشته شده توسط samy در ساعت 18:29 | لینک  | 

سلام

امروز باید امتحان ریاضی میدادم.ای کاش اون روزها برمیگشت که بزرگترین نگرانی فقط شب امتحان بود و بس! جمعه ها هله هوله میخریدیم و فوتبالیستها نگاه میکردیم.آخر هفته هم با مامان میومدیم اهواز برای سینما و پارک !بعضی وقتها هم با بابا اگه وقت داشت.الان در لیست نگرانیهای من امتحان و درس آخرین رتبه را داره.

امروز باز هم پدرم آنژیوگرافی کرد.باز هم رگهای قلبش گرفتن.با وجود پرهیز ترک سیگار پیاده روی استخر و ... شاید اینکارها واقعا بیفایده هستند!!!!طفلک مامانم.کاش پزشکی خونده بودم شاید میتونستم به درد عزیزانم بخورم.ولی الان اپسیلون دانشی که دارم به درد لای جرز هم نمیخوره.دوستانی که با برخورد سرد من مواجه شدید شرمنده.گفتم که حال و حوصله ندارم.اگر با من تماس میگیرید لطفا راجع به درس و دانشگاه حرف نزنید.

اخبار تهران دیوانه کننده است.تصاویری که از تلوزیون پخش میشه و کانالهای دیگه نشون میده باورنکردنیه. چرا کار به اینجا کشید.احساس بدی دارم.باورم نمیشه که ملت همشهریهای خودشونو اینطور کتک بزنند.همه ایرانی هستیم.مسلمونیم.خیلی جالبه.مد شده به چادریها توهین کنند.چند روز پیش با علی برای خرید رفته بودم.وقتی وارد مغازه شدم  خانم مشتری که ایستاده بود با دیدن من رنگش زرد  زود موهاشو برد زیر روسری و زیر چشمی به من نگاه میکرد.اونم با بچه هاش بود.یه پسر و یه دختر که تقریبا همسن علی بودن.نمیدونم چرا اینقدرترسیده بود.با دیدن من خیلی جا خورد.به خاطر محجب بودن منه؟؟؟؟به خاطر چادرمه؟؟؟؟؟شاید من ترسناکم. کم کم حالش جا اومد و به خریدش ادامه داد.شاید فکر میکرد من لولوام!! به اقوام چادریمون درتهران علنا در روز روشن در مکانهای عمومی توهین شده.یکیشون فرزند شهیده!به کجا داریم میریم؟؟؟به کجا خواهیم رسید؟؟؟؟؟خدا آخر و عاقبت همه را به خیر کنه. 

اینم یه خبر از دانشگاه:به نظر میاد نمرات نظریه زبان را روی سایت گذاشتن.میتونید ببینید.

نوشته شده توسط samy در ساعت 22:3 | لینک  | 
 

<