تبليغاتX
من و دانشگاه پیام نور اهواز

سلام

دیروز صبح علی تا چشم باز کرد و دید من آماده دانشگاه رفتن هستم با چشم نیمه باز وخواب آلود آویزون شد که من هم میام. تند تند حاضرش کردم و یک جلسه مهندسی نرم افزار گوش کرد!!سرکلاس نقاشی کشید و تمام مدت میگفت به استاد نشونش بده ببینه خوبه یانه!!!! کلی هم تو کتابم خط خطی کرد یعنی داره جزوه مینویسه.وقتی میخواستیم بریم گفت یه چیزبرگر بگیر پیش این پرنده ها بشینیم بخوریم ولی مامان جون تو خونه واسمون نهار پخته بود و باید میرفتیم.امشب باباییش یه اسکوتر واسش گرفته هنوز نمیتونه تعادلشو خوب نگه داره ولی تصمیم گرفته دانشگاه باهاش بازی کنه!!!!

دیروز دریاجون را هم دیدیم.

این روزها با نگرانی آماده شدن مادرم را برای سفرش تماشا میکنم.ماجرای آنفلانزای خوکی یه لحظه هم آرومم نمیگذاره!تازه اگه مامان خانم نباشه باز هم من مامان خونه میشم دوباره آشپزی و پذیرایی ازمهمون وتهیه لیست خرید و .....

امتحانات میان ترم کم کم شروع میشن ومن همچنان به نگه داشتن همه واحدها فکر میکنم.من حذف نمیکنم.من میتونم.

 

نوشته شده توسط samy در ساعت 0:56 | لینک  | 

نوشته شده توسط samy در ساعت 9:1 | لینک  | 

سلام

امروز کلاس آمار و احتمال با اعمال شاقه برگزار شد.طبق معمول کلاس جا نداشت حدود ۶۰ نفر اسمشون در لیست بود و بقیه قاچاقی اومده بودند در نتیجه بیشتر وقت کلاس صرف پیدا کردن کلاس و ناامید شدن از پیدا کردن کلاس شد. استاد خیلی عصبانی شد!!! و بعد از کلی چک وچونه با کارمندهای زبون نفهم به این نتیجه رسید که پیدا کردن کلاس بزرگتر وظیفه من نیست و من استادم و فقط درسمو میدم و میرم !!!! بنده خدا حق داره!کجای دنیا استاد برای کلاس بزرگتر با تخته بزرگ باید این در و اون در بزنه و احتمالا بی احترامی ببینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر امکانات ندارید چرا دانشجو میگیرید؟؟؟؟؟؟؟؟

شنیدم سر کلاس آقای ماموسیان هم همچین مشکلی پیش اومده!اگرزودتر فکری برای این مشکل نکنند همین تعداد انگشت شمار استادی هم که داریم دیگه نخواهیم داشت!!!!!!!! به جای این آبشار وجک و جونورهای دورو برش چندتا صندلی میخریدند!!!!! هنوز کتابخانه کامل راه نیوفتاده و کتابدارش امروز داشت از خستگی هلاک میشد!چون نیروندارند و کسی نیست کمکشون کنه!وضعیت مسخره سایت را هم که همه دیدید!!!آزمایشگاه کامپیوتر و کافی نت در یک سالن قرار دارند سروصدای بچه های کافی نت  هواس دانشجوو استاد کلاس آزمایشگاه را پرت میکنه!!! یا باید بی خیال نظم کلاس شد یا بچه ها را از کافی نت بیرون کرد که فعلا گزینه ۲ را انتخاب کردند!!!!!!!! 

چرا این دانشگاه نمیخواد جدی بشه؟؟؟؟

نوشته شده توسط samy در ساعت 21:40 | لینک  | 

سلام

دیروز در حال سقوط توی یه دریاچه یخزده بودم.اگه نمینوشتم دلم خنک نمیشد چون تموم مدتی که داشتم از سرما میلرزیدم به دریاچه یخزده فکر میکردم.تا صبح تو توهم بودم نمیدونم چرا اینطور شده بودم.خواهرم چند روز پیش مریض شده بود و فکر میکنم بیماریش به من منتقل شده بود.البته خودش طلبکاره که بده یه شب تو توهم بودی!!!!؟؟؟؟

دیروز عصربا کلی دوپینگ با آقای شوهر رفتم تا اون بازاری که تو طالقانی پر از کامپیوتر فروشیه!لپ تاپ را بردم تعمیر.آقایون فروشنده لپ تاپ در پیت تا قیافه قراضه اش را دیدند گفتند اه خاموش شده دیگه روشن نمیشه فقط چراغش روشن میشه!!؟؟؟؟؟خوب باید بایوسش را رست کنیم!!به نظر میاد مشکلش طبیعیه.امروز هم زنگ  زدند که حالش خوبه بیاید ببریدش!قرار فردا آقای شوهر تحویلش بگیره.

امروز بعد از ۹ ساعت کلاس و البته  شبی متوهم همراه با تب و لرزکه برمیگشتم خواهرم خبر داد که خانم مادر و آقای پدر بالاخره دارن برمیگردن.از راه نرسیده شروع کردم به تمییز کردن خونه!!خدا نکنه پسرها را تو خونه تنها بگذاری!!اتوی لباسها!حموم علی !پختن شام  شستن ظرفهای شام  وتازه یادم اومد که من خیلی خسته هستم!آقای قلاوند یک روز هم نمیتونه خودشو جای من بگذاره!امروز میپرسید شماها به عنوان دانشجو چه کارهایی میکنید.اگه به عنوان تحقیق همچین انشایی بده نمره من ۲۰ میشه چون میتونم یه کتاب بنویسم.خدا پدر مادر کسی که دوش آب گرم را ساخت بیامرزه.

فردا کلاس مهندسی نرم افزار دارم.نمیدونم میتونم برم یا نه.با بچه ها قرار گذاشتم.

امروز به یه نتیجه ای رسیدم:من دلم خیلی برای همکلاسیهام تنگ شده بود.از دیدن همه خیلی خوشحال شدم.دلم تنگ شده بود برای اینکه بشینیم غیبت استادها را بکنیم و درباره انتخاب واحد حرف بزنیم و از دانشگاه بد بگیم !!!علاوه بر دانشگاه بچه ها هم عوض شدند.بعضیها رفتند خونه بخت !بعضیها رفتند دم در خونه بخت(عقد کردند) بعضیها چشماشونو عمل کردند بعضیها بینیشونو و خلاصه دیگه اون بچه های کوچولو چند ترم پیش نیستند.همه دیگه خانم شدند !! خیلی خوشحالم که الان پیششون هستم.

کلاس ریاضی آقای باوی خیلی بامزه بود.۳ نمره مثبت گرفتم واقعا ریاضی ساعت ۸ صبح میچسبه.درباره فیزیک از خودم ناامید شدم.دقیقا هیچی یادم نمیاد.منی که فیزیک را از بر بودم حتی یه فرمول کوچیک هم یادم نمیاد و با دهن باز و چشم گرد و با تعجب به استاد نگاه میکردم که این داره به چه زبونی حرف میزنه!!!استاد همون اول پرسید فراگیر هستید یا کنکوری!!یه چیزی راجع به این فراگیرهای از موزه دراومده که ۱۰۰ سال پیش فارق التحصیل شدن میدونه!!!دلم میسوزه که تو دانشگاه آزاد فیزیک ۱ ام ۱۸ شده بود اونم با سگ آقای پتیبل(یه استاد بداخلاقی بود که اسمش یادم نمیاد ولی بهش میگفتیم سگ آقای پتیبل چون پاچه میگرفت !توی کلاس تئوری فیزیک روپوش آزمایشگاه میپوشید با دستکش!!!و کسی را بعد از خودش راه نمیداد فقط یه بار یه پسری که پاش شکسته بود را بعد از خودش راه داد!کلاسی که ساعت ۷:۳۰ شروع میشد) خلاصه که از خودم نا امید شدم در حد تیم ملی!(این اصطلاح برادرمه)

 

نوشته شده توسط samy در ساعت 22:56 | لینک  | 

سلام

امروز آزمایشگاه سیستم عامل خیلی جالب بود.البته اگر اینقدر با سرعت شبکه و نداشتنcd ویندوز xp  مشکل نداشتیم یه کارایی کرده بودیم.خوب استادمون همون استاد آز پایگاهه و کم کم  داره جالب میشه.برای کلاس ۸-۱۱ مهندسی نرم افزار خواب موندم.در عوض با فروزان دانشگاه رفتم و تو راه کلی باهم حرف زدیم.

لپ تاپم هنوز تو کماست.شاید مرده باشه.استاد نتونست هیچ کاری واسش بکنه.آقای شوهر هم قول فردا را به من داده که باهم بریم بازار مرکزی ببینیم چی کار میشه واسش کرد.نمیدونم بدون لپتاپم چطور میتونم زندگی کنم.خوشبختانه توشیبا هنوز اهواز و تهران نبردمش ولی سرعتش در حد صفره و اصلا حال و حوصله اش را ندارم.cd هاش تهرانن و یه تعویض ویندوز لازم داره.کارهای آزمایشگاهها را چطوری انجام بدم؟؟؟ تحقیق های شبکه را با چی انجام بدم؟؟؟من کامپیوتر میخوام

سعی میکنم تا آخر شب فایلهای آز پایگاه را آپلود کنم.لپ تاپ خواهرم هم قراضه است!!!!! یه کم مشکل داره!!!!

نوشته شده توسط samy در ساعت 18:30 | لینک  | 

سلام

اینجا اهواز است.صدای ما را از اهواز میشنوید.

۴شنبه با هر مشقتی بود یک تحقیق کج و کوله و ناقص که اصلا ازش خوشم نیومد برای استاد شبکه فرستادم.فکر میکردم تا ۱۲ شب وقت دارم ولی ساعت ۱۲ فهمیدم که تا ۵ بعد از ظهر وقت دارم.اینترنت قطع بود و همه جا تعطیل!ساعت ۴:۵۰ که میخواستم فایل را ایمیل کنم دیدم  اینترنت به هیچ صراطی مستقیم نیست و با هر شرکتی آنلاین میشدم سرعتش صفر بود.تندی سوار ماشین شدیم و جیمزباندی خودمونو به کافی نت ساعت رسوندیم ولی با ۵ دقیقه تاخیر فایل فرستاده شد.

روزجمعه کلاس مهندسی نرم افزار تشکیل شد ولی قراره که از هفته دیگه بین کلاسهای دوشنبه و پنج شنبه پخش شیم.از استاد زیاد خوشم نیومد.ولی چاره ای ندارم.یا این آقا که تا قبل از ورودش به کلاس فکر میکردم خانمه!!! یا برومند زاده!!!!  

و امااز همه مهمتر!!!!!!! باورتون میشه کتابفروشی رشد کتاب شبکه های کامپیوتری تننبام را داشته باشه اونم با ترجمه پدرام؟؟؟؟!!!!وقتی ظهر زنگ زدم و آقاهه گفت که کتاب را داریم باورم نمیشد.التماس کردم که تورو خدا یکی واسه من کنار بگذار عصر میام میخرم آخه ساعت ۱ بود!!! عصر هم در کمال ناباوری و البته در ترافیکی بسیار سنگین و خسته کننده در این هوای مطبوع و دل انگیز گرم وشرجی به کتابفروشی رفتم و یک عدد کتاب شبکه های کامپیوتری تننبام خریدم!!!! فکر کنم رشد این کتابها را احتکار کرده بود.چون هیچ جای دیگه ایران این کتاب را نداره.اگر میخواهید بخرید زودتر برید چند تا دیگه داره. 

دفتر برنامه ریزی امروز تلفنی به من گفت که کلاس فرداآز پایگاه داده تشکیل میشه ولی حضوری به شهلا گفته که ۳ شنبه ظهره!!!!حالا من چه کنم؟؟؟برای احتیاط فردا حتما دانشگاه سر میزنم چون اصولا دفتر برنامه ریزی ها (آدمهاش) عقل درست درمونی ندارند.(اگه خواهرم بود میگفت درست حسابی یا دوا درمون) ظاهرا خیلی زحمت میکشند ولی من با این قشر زحمتکش جامعه مشکل دارم!!!!!

دوباره به تهران احضار شدیم.من اهواز میمونم. من اهواز میمونم.(امیدوارم پست بعدیمو با سلام صدای ما را از تهران میشنوید شروع نکنم)میگن اگر چیزی را هی تکرار کنید به شماتلقین میشه و اتفاق میوفته.خوب من اهواز میمونم من اهواز میمونم من اهواز میمونم!!!!!!!!

نوشته شده توسط samy در ساعت 20:28 | لینک  | 

سلام

اخبار جالبی از دانشگاه میرسه!استاد ریاضی هر هفته تمرین میده!استاد آمار تاریخ امتحان میان ترم را مشخص کرده ۳/۹/۸۸ و برای حضور در کلاس و فعال بودن نمره در نظر گرفته!!! کلاسهای آقای ماموسیان تشکیل نشده و استاد شبکه پروژه خواسته!!!!!

من تا الان مهمون داشتم و تازه اومدم سر کتابها ببینم چی کار میتونم بکنم.

قبض موبایلم از این به بعد دیدنیه!!!

کتابخانه قابل توجه شده و درهای جدیدی برای دانشگاه خریده شده!!!

برنامه خانوادگی این ترم خیلی وحشتناکه!جرات نمیکنم به اهواز بیام !!کلاسها را هم نمیتونم از دست بدم!!!نمیدونم چه باید کرد؟؟؟

کسی از آزمایشگاهها خبر نداره؟؟؟؟؟شنیدم که این ترم آزمایشگاهها را زودتر شروع کردند!!!

نوشته شده توسط samy در ساعت 20:29 | لینک  | 

نمونه کارنامه رشته مهندسی فناوری اطلاعات :
 
نوشته شده توسط samy در ساعت 17:24 | لینک  | 

سلام

میبینم که همه واحدها و منابع را کن فیکن کردند!!!!!!  ۱۴۴ واحد شدند!!!! یعنی ما زودتر از ۱۰ سال دیگه فارق التحصیل میشیم!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

نوشته شده توسط samy در ساعت 16:48 | لینک  | 

دانشكده فني ومهندسي

   
ليست ارائه دروس، وضعيت منابع و جدول تطبيق
 

دانشكده فني ومهندسي

نظام سنتي:

1.       مهندسي كامپيوتر (نرم افزار)

 

2.       علوم كامپيوتر

 

 

3.       مهندسي فناوري اطلاعات

 

4.       مهندسي صنايع

 

5.       مهندسي معماري

 

نظام چندبخشي:

1.       مهندسي كامپيوتر(نرم افزار)

 

2.       مهندسي كامپيوتر(سخت افزار)

 

 

3.       علوم كامپيوتر

 

4.       مهندسي فناوري اطلاعات

 

5.       مهندسي صنايع


6.       مهندسي مديريت پروژه  

 

7.       مهندسي مديريت اجرايي

 

  

 

دروس عمومي كليه رشته ها (نظام سنتي و نظام تجميع)

 

ü        ليست ارائه دروس

 

 

ü        وضعيت منابع درسي

 

 

ü        جدول تطبيق دروس

 

نوشته شده توسط samy در ساعت 16:37 | لینک  | 

سلام

من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت تاریکی حرف می زنم

و از نهایت شب حرف می زنم

اگر به خانه من آمدی ای مهربان چراغ بیاور

ویک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

دلم برای همه تنگ شده.وقتی که همه جا رو مرتب کرده بودم و با کتابها آشتی کرده بودم همه چی کن فیکن شد و من دوباره به تهران تبعید شدم.پدرم همچنان بیماره .هفته پیش باز هم بیمارستان بستری شد.طفلک خسته شده چند تا فرم پر کرد و با مسئولیت خودش مرخص شد.هنوزدرگیر پدرم بودم که خبر رسید دخترعموم خونریزی مغزی کرده.پریروز عملش کردند.هوشیاریش بهتر شده.بیچاره عمو و زن عمو! بقیه آمار بیماریهای اعضای فامیل بماند.این دو مورد را که خیلی واسم مهم بود گفتم که واسشون دعا کنید.به خصوص برای سارا.چون دکترها تنها نسخه ای که تجویز کردند دعا بود.

چند ماهی بود رنگ کامپیوتر و اینترنت را ندیده بودم.وقتی که فکرمیکردم به یه ثبات نسبی رسیدم تغییرات وحشتناکی رخ داد.از همه وحشتناکتر خونه خانم هاویشام بود که باید تمییز میشد.۳ هفته تموم با زبان روزه و بدون زبان روزه سرگرم خانه تکانی بودیم.اون خونه با این حرفها تکون نمیخورد یه زلزله ۱۰ ریشتری لازم داشت.الان که فکرشو میکنم ما ۲ سال فقط تو اون خونه زندگی کردیم و ۳ سال به امان خدا رهاش کرده بودیم.خلاصه هرچی کاردستی داشتم به سطل آشغال روبروی کوچمون منتقل شد هرچی گل خشک بلندر و... هرچی قابل شستشو بود موند و بقیه به رحمت خدا رفتند.از این به بعد فقط چیزی میخرم که قابل شستشو باشه.از همه خسته کننده تر اسباب بازیهای علی بود.خدایا ! یه اتاق اسباب بازی که باید به نحو احسن تمییز میشد چون بچه میخواد بهشون دست بزنه.۳ روز اونا طول کشیدند. دفعه دیگه اگر خواستیم جایی بریم یا این اثاث را با خودمون میبریم یا من آتیششون میزنم بعد میریم چون دیگه حوصله خونه تکونی اینطوری را ندارم.هرچی تو این ۳ سال اهواز واسه خودم لم دادم ودرس خوندم تو این ۲ ماه تلافی شد!!!!!!از ترم تابستونی با اینکه انتخاب واحد کرده بودم و در بد ترین شرایط درسها را خونده بودم موندم.چون مامان خانم برای سرکشی به بچه ها اهواز رفته بود ونمیشد پدرم را تهران تنها بگذارم دختری گفتند فرزندی گفتند.من هم بعد از کلی غر زدن کتابها را بستم و در اعماق کشوی میزتحریر دفنشون کردم.تا حالا حالاها چشمم بهشون نیوفته و دلم نسوزه.کاش نخونده بودم اینطوری کمتر دلم میسوخت.حالا هم اهوازم تا وسایلم راجمع کنم و ببرم.شنبه برمیگردیم. هنوزنمیدونم با این ترم چه کنم.نمیدونم کجا میتونم مهمان یا انتقالی بگیرم.البته من میدونستم قرار همچین بلایی سرم بیاد به همین خاطر پیام نور را انتخاب کردم تا بتونم واحدها راخودخوان بگیرم و فقط وقت امتحان بیام دانشگاه ولی من به دانشگاه رفتن عادت کرده بودم.تازه استادهای خوبی واسمون آوردند نمیخوام واحدهارو خودخوان بگیرم.من میخوام اهواز بمونم.لطفا این را هم به لیست دعاهاتون اضافه کنیدکه من اهواز بمونم.البته ممکنه آقای شوهر برگرده چون درسش که تقریبا تموم شده ولی از اهواز خوشش میاد.در اینصورت این ترم با فروزان طراحی الگوریتم میگیرم و باهم درس میخونیم.

دانشگاه هم تغییرات داشته!

 

اطلاعيه مربوط به تغيير قيمت كتابهاي دانشگاه پيام نور(تاريخ درج خبر:15/6/88)



با توجه به واگذاري فروش كتاب دانشگاه پيام نور به بخش خصوصي طبق مصوبه هيات امناء محترم دانشگاه بهاء كليه كتابهاي دانشگاه به ميزان حق الزحمه توزيع نمايندگان محترم بخش خصوصي و طبق تعرفه اعلام شده تغيير يافته است.

لازم به ذكر است كه دانشگاه با وجود گراني قيمت كاغذ و خدمات توليد و... تاكيد بر پائين نگاه داشتن قيمت كتاب طبق سنوات گذشته را دارد.

 

چاپ و انتشارات دانشگاه پيام نور

 

به نظر میاد قراره کتابها گرونتر بشن!!!!خدا به دادمون برسه.

برنامه کلاسی را هم در سایت قرار دادند.خوب اگر آقای ماموسیان طراحی الگوریتم را میگرفت دلم خیلی میسوخت چون نمیتونم بیام سر کلاس!!حالا که نگرفته مثل آدمهای بدجنس فیلمهامیخندم!!!  هنوز نمیدونم چه واحدهایی را بگیرم وآیا کسی به من فرصتی برای درس خوندن میده؟؟؟

نوشته شده توسط samy در ساعت 1:50 | لینک  | 

سلام

برنامه امتحانات ترم تابستان 88 دانشگاه پیام نور کلیک کنید

چرا برای من فقط دروس عمومی باز شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حوصله ندارم ببینم چه خبره!!!!اصلا همون درسهای عمومی را هم نمیگذاره ثبت کنم!!!

نوشته شده توسط samy در ساعت 9:55 | لینک  | 

قابل توجه دانشجویان گرامی :

تاریخ انتخاب واحد ترم تابستان سال تحصیلی 88-87 از مورخ 27/04/1388 لغایت 10/05/1388 می باشد.

داشجویان گرامی از مورخ 25/04/1388 برای دریافت تاریخ و ساعت ثبت نام خود به سایت گلستان مراجعه نمایند

نوشته شده توسط samy در ساعت 16:27 | لینک  | 

نحوه انتقال دانشجويان دانشتستان به مراكز دانشگاه پيام نور اعلام شد

خبرگزاري فارس: معاون آموزشي دانشگاه پيام نور نحوه انتقال دانشجويان دانشتستان به مراكز دانشگاه پيام نور را اعلام كرد.


عبدالله معتمد در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: براي انتقال دانشجويان دانشستان به مراكز و واحدهاي دانشگاه پيام نور بايد درخواست دانشجو به نماينده دانشستان در مراكز استان و يا واحدهاي دانشگاه پيام نور ارايه شود.
وي گفت: در واحدهاي دانشگاه پيام نور تغيير كد از دانشستان به واحد مورد درخواست صورت مي‌پذيرد و هماهنگي با امور رايانه و سيستم جامع آموزشي، توسط كارشناس دانشستان در مراكز استان و يا افراد مجاز صورت مي‌پذيرد.
معاون آموزشي دانشگاه پيام نور با بيان اين‌كه براي مطابقت با شرايط اوليه پذيرش دانشجويان در مركز دانشستان، لزومي به داير بودن رشته تحصيلي دانشجو در محل مورد درخواست انتقال وجود ندارد، اظهار داشت: موافقت با انتقال مجدد دانشجويان از دانشتستان به مراكز دانشگاه پيام نور، بر اساس مقررات آيين‌نامه آموزشي است.
وي درباره دانشجويان دانشتستان دانشگاه پيام نور گفت: آمار اين دانشجويان حدود 3 هزار نفر در كل كشور است كه در سال‌هاي قبل پذيرش شدند و قرار بود خدمات آموزشي اين دانشجويان از طريق رايانه باشد كه اين امر محقق نشد و به همين دليل اين دانشجويان به واحدهاي دانشگاه پيام نور منتقل مي‌شوند.
منبع

نوشته شده توسط samy در ساعت 0:38 | لینک  | 

سلام

کسی میدونه بالاخره استاد پورحسن نمره میان ترم برای کسی رد کرده یا نه؟؟؟؟؟؟؟

از بچه ها شنیدم اصلا تو مرام این آقا نیست که ورقه میان ترم تصحیح کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط samy در ساعت 23:53 | لینک  | 

سلام

من یا ۱شنبه میمیرم یا ۲ شنبه!!!!

فعلا با قرصهای تجویز خواهرم زنده هستم!!! یا معتاد میشم یا میمیرم!!!

یکی به من بگه چرا اینقدر سیستم عامل حجمش زیاده؟؟؟؟؟؟؟ همه وقتی که داشتم برای نظریه گذاشتم حالا برای سیستم وپایگاه وقت کم آوردم.مهم نیست.فقط از شدت نگرانی دارم میمیرم.نمیدونم قرصهایی که خواهرم به خوردم میده عوارض داره یا نه.تازه دیشب میگفت یه قرصی هست که اگه بخوری دیگه خوابت نمیبره و یه کم هوشت بیشتر میشه.به قرص دانشجو معروفه ولی فروشش حتی با نسخه پزشک ممنوعه!!!!! اگه زیاد مصرف بشه دیگه همون یه ذره هوشی هم که داشتی از بین میره.

دیشب اینجا چه خبر بود.من هم میخواستم برم بیرون.واسه دلخوشی یه کم از بالکن سوت کشیدم و جیغ زدم.لعنت به این امتحانات که من را اسیر خونه کرده.به خاطر صدای جمعیت مجبور شدم پایین بشینم.چون اصلا نمیتونستم تمرکز کنم.یه دستبند سبز به دستم بستم و تو خونه با یکی از خواهرهام که تو تیم مخالفه بحث میکنم.بالاخره به راه راست هدایتش میکنم.

موسویییییییییییییییییییییییییی موسوییییییییییییییییییییی موسوییییییییییییییییییییییییی

نمیخواستم تا قبل از تموم شدن امتحانات اشتراکمون را شارژ کنم.ولی خواهر معتادم نمیتونست دیگه دوری تراوین را تحمل کنه پس امروز کار دست من داد و اینترنتمون را وصل کرد.من سعی میکنم دیگه این ورا پیدام نشه.ولی نمیدونم چرا مثل شاپرکها اگه یه کامپیوتر روشن ببینم سمتش جذب میشم.یه خونه پر از معتاد.کم کم داشتیم ترک میکردیم ها.....یکی بدون یاهو ۳۶۰ خوابش نمیبره یکی بدون فیس بوک یکی بدون تراوین!!!!! من هم که کارم فقط چک کردن سایت پیام نوره!!! 

راستیییی خبرهای بدی شنیدم.

بچه ها میگفتن برومند زاده مدیرگروهمون شده.من یا انصراف میدم یا مرخصی میگیرم.گفته بودم این آقا آمده که مارو بیچاره کنه!!!!نکنه اگه آقای دقایقی دیگه مدیرگروه نباشه آقای ماموسیان و آقای محمدی دیگه نیان!!!! اصلا کی به برومند زاده گفته مدیرگروه بشه؟؟؟؟

منو یاد صادق زاده میندازه.من استاد بودنشو قبول ندارم مدیر گروه شده.اصلا کسی که درس نظریه را از بچه ها کنفرانس بخواد که استاد نیست که !!!هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آقای دقایقی لطفا نرو. 

 

نوشته شده توسط samy در ساعت 21:17 | لینک  | 

سلام

در کافی نت به سر میبریم!

امتحان نظریه دادیم.خیلی آسان بود.ولی نمیدونم چرا درباره بیشتر تستها شک داشتم.امیدوارم خرابکاری نکرده باشم!!!

به جنگ پایگاه و سیستم میریم باهم!چند نفر به یه نفر؟؟؟؟!!!!

راستی

۱: نمره منفی را از تستها برداشتند.ای کاش هر سال انتخابات داشتیم.چون بعضی از دوستان میگویند به خاطر انتخاباته!!!

۲:علی دوباره رفته مسافرت.پسرم کوچولوترین ایران گرده دنیاست!!!

نوشته شده توسط samy در ساعت 11:42 | لینک  | 

نوشته شده توسط samy در ساعت 11:33 | لینک  | 

نوشته شده توسط samy در ساعت 16:8 | لینک  | 

سلام

دوستان بعد از اینکه کارت ورود به جلسه را چاپ کردید به آموزش ببرید که مهر شود.اگر پرینتی که میگیرید بدون عکس باشد باید یک عکس برای چسباندن به آن با خودتون ببرید.

نوشته شده توسط samy در ساعت 10:35 | لینک  | 

سلام

میخوام به اندازه ۱ هفته غر بزنم.کسی حرف نزنه خون جلو چشمامو گرفته.آدم میکشم

آخه به این میگن دانشگاه؟؟؟من چرا ادامه میدم؟؟؟نمیدونم!!!!

بعد از ۱ هفته خودکشی برای پایگاه داده با این شرایطی ک تو خونه دارم چه امتحانی برگزار شد!

۱ساعت تمام خانم پی داوودی سعی داشت بچه ها را سرجاشون بنشونه!آخرش یه ردیف پایگاه نشستیم و یه ردیف نظریه.بعد کاشف به عمل آمد که مشکل از بچه ها نیست بلکه با وجود اینکه کلی از وقت امتحان گذشته بود هنوز سوالات را کپی نکرده بودند.کم کم سوال کپی میکردند وبه بچه ها میدادند. مسخره تر از این دیده بودید؟؟؟؟؟؟؟ بعد که به همه سوال دادند دقیقا ردیف ما بدون سوال مونده بود.من مثل همیشه ردیف جلو نشسته بودم و شاهد دستگاه کپی بودم که به زحمت وبه کندی درحال کار کردن بود.هر کی از راهرو رد میشد با تعجب به ما نگاه میکرد!جای تعجب هم داره کی تو این همه سروصدا و شلوغی امتحان میده؟؟بعد از مدتی بالاخره به ما هم سوال دادند.به به نمره منفی هم داره!سوالات خوب بود.به چندتا شک داشتم برای همین با مداد تو پاسخنامه نوشتم که درنهایت دوباره دربارشون فکر کنم.یکی از مراقبها اومد بالا سرم و به ورقه ام نگاه میکرد اهمیتی ندادم تا اینکه یهو پرسید سوال ۱۹ چی میشه؟دارم واسه بچه ها تقلب میبرم.نگو این خانم مدتی که بالا سر من ایستاده بود همه جوابهای منو توی یه پاسخنامه علامت زده بود که برای دوستاش ببره چون جواب سوال ۱۹ را بلد نبودم و تو پاسخنامه ام خالی بود  شخصا از من جواب میخواست.وقتی نگاه متعجب منو دید گفت هیچی هیچی!! ولی باز هم میومد و بالا سر من می ایستاد.خانم پی داوودی که متوجه حرکت این خانم شدبه تلافی ورقه منو به زورگرفت بدون در نظرگرفتن وقتی که منتظر چاپ ورقه های سوال بودیم .به من چه مراقب از ورقه من تقلب برده!گناه من چیه؟؟؟؟؟ مجبور شدم تند تند همه جوابها را خودکاری کنم.بدون اینکه دوباره چکشون کنم.مطمئنم چندتاشون غلط هستن.میخواستم آخر سر دوباره دربارشون فکر کنم ولی اصلا به من مهلت نداد.

  کی اون مراقب را سراغ من فرستاد.اعتراف کنید؟؟؟؟؟

 اون که منو نمیشناسه؟؟؟؟ حدیث از دستش عصبانی شده بود و قبل از اینکه پی داوودی ورقه منو بگیره به خانمه تذکر داد.بهش گفت استادمون میفهمه که بچه ها تقلب کردن این کا را نکنید هممون بدون میان ترم میمونیم. خانم پی داوودی به جای اینکه جلوی مراقبشو بگیره فقط امتحان منو داغون کرد.بعد از اینکه با عصبانیت بالا رفت.دیدم یه عالمه کاغذ روی یکی ازصندلیهامونده!فکر کردم نمونه سوال اضافه است.رفتم سراغشون ببینم چیه!میدونید چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخنامه های امتحان پایگاه داده بچه ها!!!اول فکر کردم کاغذ باطله است اما دیدم نه!مثل اینکه واقعا پاسخنامه بچه هاست. فقط ورقه منو از زیر دستم کشید و برد می خواست انتقام همه بچه ها را از من بگیره!چون خیلی اذیتش کردند.با این کار دلش خنک شده بود بقیه پاسخنامه ها مهم نبودند.ورقه ها را برداشتم وبه دفترش رفتم.بهش گفتم احساس نمیکنی پاسخنامه ها کم هستند؟؟؟؟؟ورقه ها را روی میز گذاشتم.هرچی تونست به بچه های کامپیوتر گفت و مطمئنا طرف صحبتش من بودم؟؟؟؟آخه به من چه که مراقبه اومده از روی دست من جواب برده؟؟؟؟ بهش گفتم من هیچوقت تقلب نمیکنم برای همین همیشه اولین نفرمیشینم.مگه اینکه به خاطر شماره صندلی نتونم.سرشو تکون میدادو مسخره ام میکرد.میگفت آره همیشه جلو میشینی آخرین نفر بلند میشی.حسابی هم تقلب میکنی.بهش گفتم خدا خیرت بده کی به ما ورقه سوال دادی ؟نیم ساعت از امتحان گذشته بود.حتی نگذاشتی جوابهامو چک کنم.تاحالا کسی اینقدر به من توهین نکرده بود.همیشه احترامشو نگه میدارم و با وجود اینکه به من توهین میکرد باز هم هیچی نگفتم.بهش گفتم مراقبتون خودش اومده بود بالا سر من جواب میبردمن باید چی کار میکردم.اصلا نمیدونستم داره این کارو میکنه آخر سرفهمیدم.بعد از اینکه فهمیدم باز هم نمیتونستم کاری بکنم.جالبه که حرف منو تایید میکرد.امیدوارم روزی همین بلاسرش بیاد.وقتی کسی در حق من بدی میکنه فقط دعا میکنم کاری که با من کرد سرش بیاد.همین!اینقدر ناراحتم که حس خوندن ندارم.فصل آخر پایگاه را خوب نرسیدم بخونم به همین خاطر نمیتونستم به راحتی سوالاتش را حل کنم نیاز به فکر کردن داشتم.طبق معمول دیشب بیدار بودم و با وجود سروصدا نمیتونستم تمرکز کنم.من همیشه دوبار سوالات را حل میکنم.یه بار حل میکنم با مداد تو پاسخنامه مینویسم بعد دوباره حل میکنم و اگر از جواب مطمئن شدم با خودکارپر رنگش میکنم.به همین خاطر همیشه آخرین نفر از امتحان بیرون میام درعوض اینطوری خیالم  راحته.اصولا تو درس خوندن هم کند هستم.شهلا درس خوندن منو دیده.یواش یواش میخونم راجع به هرچیزی که میخونم هم باید فکرکنم.یه بار با من درس خوندحوصله اش سر رفت.

استاد هم بدقولی کرد.قرار بود سر جلسه باشه.اگر بود اینطوری نمیشد. امتحان نبود که! سیرک پیام نور بود.به استاد زنگ زدند با موبایل من که کی تشریف میارید.استاد هم گفتند نمیام!چه بامزه زود هم شماره استاد رااز موبایل من پاک کردند !!! اگراستاد امروز میومدالان وضع من این نبود.اصلا بایدمیگرفتم میخوابیدم.واسه چی رفتم امتحان دادم.

آقایی که صدای استاد را میخواست نیامده بود.امروز کیفم به خاطرش سنگین بود.تا من باشم اصلا به کسی قول ندم.میخواستم از جزوه صبا کپی بگیرم نشد.امروز روز بدی بود.کار بدی هم کردم.الان خیلی ناراحتم.خیلی عصبانی بودم یه راننده تاکسی دردانشگاه ۳-۴ بار هی به من گفت بلوار؟من هم هر بار گفتم نه!آخرش گفت بین مسیر هم بری میرسونمت.کجا میخوای بری؟؟؟؟یهو سرش داد زدم ساعت میری؟؟؟من میخوام ساعت برم!پیرمرده ترسید و گفت حالا چرا عصبانی میشی؟ خیلی زود پشیمون شدم.بیچاره تو این گرما میخواد واسه زن و بچه اش نون ببره.من حق نداشتم سرش داد بزنم.امیدوارم خدا منو ببخشه.هم سن پدربزگم بود.کلافه بودم.عینکم را نبرده بودم چشمم میسوخت اون هم از وضع دانشگاه.ول کن نبود میخواست منو به زور ببره بلوار!بعد ازداد من ماشینش زود پر شد و رفت.

میخوام تا فردا بخوابم امروز روز بدیه.شاید فردابهتر باشه.

نوشته شده توسط samy در ساعت 14:49 | لینک  | 

من گفتم ادگار با ما بده!!!

نوشته شده توسط samy در ساعت 22:38 | لینک  | 

سلام

دوستان عزیزی که برای مشاهده گزارش ۴۲۸  مشکل داشتید مراحل زیر را طی کنید تا به این گزارش برسید:

گزارش 428 سیستم گلستان

گزارشهای آموزش-> دانشجو -> اطلاعات ثبت نام و امتحان -> ۴۲۸برنامه امتحان پایان ترم دانشجو

موفق باشید

 

                

نوشته شده توسط samy در ساعت 12:22 | لینک  | 

سلام

چرا دوباره فیس بوک را فیلتر کردن؟؟؟؟؟؟؟ من فیس بوک میخوام .حوصله ندارم دنبال فیلتر شکن بگردم.پس بیخیال

امروز آخرین جلسه پایگاه و نظریه تشکیل شد.هوووورا دیگه نمیریم دانشگاه.خیلی هوا گرمه.غیر قابل تحمله.خدایا شکرت به خاطرکولر و چایی و اینترنت

۳ شنبه امتحان نظریه و پایگاه داده سرجاشه.پس بشینید بخونید.به جای اینکه بیاید چرت و پرتهای منو بخونید و بعد بیاید بگید این چرت و پرتها چیه نوشتی!!!!

پایگاه داده سخته.تورو خدا بگذارید یه کم راجع به پایگاه داده غر بزنم.اگه استرس می گیرید یه پاراگراف برید پایین تر!فلفل نبین چه ریز بشین بخون ببین چه تیز!فکر میکردم چون حجم کتاب کمه پس درسش هم آسونه ولی حالا که نشستم خوندم دیدم ای داد بیدادم کنند خیلی هم سخته.تستهای آخر کتاب را چه کنیم؟؟؟کسی جواباشو نداره در راه رضای خدا به ما هم بده؟؟؟؟

یکی از سوالات امتحان نظریه L1/L2   خواهد بود.چون من این مطلب را هنوز اشکال دارم.واصولا هر مطلبی را من بلدنباشم با تضمین ۱۰۰٪ تو امتحان میاد.شما اصلا بیاید ببینید من کدوم قسمتها را بلد نیستم همونا رابخونید.چون حتما جزو سوالات امتحانه!!!

باورتون میشه اسم من هم تو لیست درس سیستم باشه با وجود خودخوان بودن!هم نمره میان ترم خوب بگیرم؟؟؟؟خودم هنوز از بابت اینکه اسمم تو لیسته تو شوکم .البته از بابت نمره خیلی زحمت کشیدم. واسه امتحان سیستم عامل ۴۰ ساعت نخوابیدم.ولی از امتحانم خیلی راضی نبودم.اونطور که باید جواب میدادم ندادم.امیدوارم استاد به بزرگواری خودش ببخشه.خداییش خیلی واسمون زحمت کشید.امتحان هم آسون بود.ولی اشکال من تو امتحان دادن اینه که تاقبل ازامتحان خودمو میکشم ونمیخوابم بعد سر جلسه امتحان خواب آلودم و نمیتونم تمرکزکنم.تازه من بعد از امتحان سیستم ۱۱ ساعت سر کلاس نشستم از ۸ تا ۱۰ که امتحان بود تا ۹ شب هم پشت سر هم سر کلاس بودم.۴۰ ساعت قبلش هم نخوابیده بودم.رکورد شکستم.برای امتحان ریاضی هم همینطوربودم.نمیدونم استاد بالاخره میخواد ورقه ها را تصحیح کنه یانه.ای بابا !چی کار کردید شماها؟؟حالا خشک و تر باهم میسوزیم!!

امشب تولدداریم.با وجدانی راحت و خیالی آسوده به خواهرم گفتم هرچی واسه مامان بابا خریدی من هم شریک !نصف پولشو من میدم.همیشه واسه یه مساله راه حلهای زیادی هست نه؟؟؟؟خدا این خواهر و شوهر عزیزشو برای من حفظ کنه که به داد من رسیدن.با وجود این همه درس حتی نمیتونم به اینکه برم بقالی سرکوچمون یه چیزی بخرم هم فکر کنم چه برسه به اینکه برم مرکز شهریا این پاساژهای چرت دوروبرمون خرید.خودم که کلی وسواس دارم واسه خریدن هدیه !واسه مامان بابا باشه که بدتر!۲ روز باید تو خیابون قدم میزدم و ویترینهارا تماشا میکردم!

امروز آقای سلیمانی را دیدم.نه ۸ به ۶ شدن بارم بندی را تایید میکرد و نه حرف جدیدی که راجع به نمره میان ترم زده میشه!!!! میگفت تا برای ما بخشنامه نیاد نمیتونم این خبرهارا تایید با تکذیب کنم.خوب راست میگه!! ولی میتونه یه زنگ بزنه تهران ببینه اونا چه میکنند.اگرچه من فکرنمیکنم تهران هم دست کمی از اهواز داشته باشه.

نوشته شده توسط samy در ساعت 21:26 | لینک  | 

سلام

الان با شرکت پیرانه پند تماس داشتم از شنبه بعد از ظهر نمونه سوالات ترم پیش را توزیع میکنند.

موفق باشید.

نوشته شده توسط samy در ساعت 11:49 | لینک  | 
 

<