تبليغاتX
من و دانشگاه پیام نور اهواز - زندگی واقعی

سلام

امروز باید امتحان ریاضی میدادم.ای کاش اون روزها برمیگشت که بزرگترین نگرانی فقط شب امتحان بود و بس! جمعه ها هله هوله میخریدیم و فوتبالیستها نگاه میکردیم.آخر هفته هم با مامان میومدیم اهواز برای سینما و پارک !بعضی وقتها هم با بابا اگه وقت داشت.الان در لیست نگرانیهای من امتحان و درس آخرین رتبه را داره.

امروز باز هم پدرم آنژیوگرافی کرد.باز هم رگهای قلبش گرفتن.با وجود پرهیز ترک سیگار پیاده روی استخر و ... شاید اینکارها واقعا بیفایده هستند!!!!طفلک مامانم.کاش پزشکی خونده بودم شاید میتونستم به درد عزیزانم بخورم.ولی الان اپسیلون دانشی که دارم به درد لای جرز هم نمیخوره.دوستانی که با برخورد سرد من مواجه شدید شرمنده.گفتم که حال و حوصله ندارم.اگر با من تماس میگیرید لطفا راجع به درس و دانشگاه حرف نزنید.

اخبار تهران دیوانه کننده است.تصاویری که از تلوزیون پخش میشه و کانالهای دیگه نشون میده باورنکردنیه. چرا کار به اینجا کشید.احساس بدی دارم.باورم نمیشه که ملت همشهریهای خودشونو اینطور کتک بزنند.همه ایرانی هستیم.مسلمونیم.خیلی جالبه.مد شده به چادریها توهین کنند.چند روز پیش با علی برای خرید رفته بودم.وقتی وارد مغازه شدم  خانم مشتری که ایستاده بود با دیدن من رنگش زرد  زود موهاشو برد زیر روسری و زیر چشمی به من نگاه میکرد.اونم با بچه هاش بود.یه پسر و یه دختر که تقریبا همسن علی بودن.نمیدونم چرا اینقدرترسیده بود.با دیدن من خیلی جا خورد.به خاطر محجب بودن منه؟؟؟؟به خاطر چادرمه؟؟؟؟؟شاید من ترسناکم. کم کم حالش جا اومد و به خریدش ادامه داد.شاید فکر میکرد من لولوام!! به اقوام چادریمون درتهران علنا در روز روشن در مکانهای عمومی توهین شده.یکیشون فرزند شهیده!به کجا داریم میریم؟؟؟به کجا خواهیم رسید؟؟؟؟؟خدا آخر و عاقبت همه را به خیر کنه. 

اینم یه خبر از دانشگاه:به نظر میاد نمرات نظریه زبان را روی سایت گذاشتن.میتونید ببینید.

نوشته شده توسط samy در ساعت 22:3 | لینک  | 
 

<